.jpg)
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 11:8 توسط سارا |
سلام دوستان گلم..................................................................................... حالتون که خوبه ؟ خدا رو شکر . من یه تصمیم جدید گرفتم . قراره از این به بعد بعضی از نظرات رو که خوبند در وبلاگم قرار بدم . اگه یه شعر قشنگ دارید / متنی دارید که جالبه یا عکس های زیبا رو یا توی نظرات بنویسید یا آدرسشو بذارید تا با اسم خودتون توی وبلاگ قرارش بدیم . به زودی هم قراره به علاوه اسم لینکش رو هم بذارم تا بازدید کننده ها از وبلاگهای قشنگ شما بازدید کنند . امروز به عنوان مثال چند تا گذاشتم و از همشون ممنونم ------------------------------------------------------------------------------------------- می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد ----------------------------------------------------پسران بد------------------------- حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست.... لبخند شیرینت را ندارم ...... -------------------------------------------------------بهناز---------------------- سرمايه ي عمر آدمي يک نفس است -------------------------------------------------------محمد---------------------
من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد
تا بوی خوش آمدن یار همه را با خیر کند
و به انتظار دیرینه من پایان دهد
وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند
وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است
وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم
وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم
وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام
وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است
من می مانم و یاد تو و دلی پر درد .....
سفره ای از عشق و غزل.... و شمعی که به یاد چشمان
روشنت تا صبح می درخشد
در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...
آن يک نفس از براي يک هم نفس است
گر نفسي با هم نفسي هم نفس است
آن يک نفس از براي يک عمر بس است
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 10:57 توسط سارا |
دوست دارم م م م م م م ...
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 13:45 توسط سارا |
سلام عزیزان این وبلاگ از این به بعد به صورت گروهی آپ دیت می شود . امیدوارم لحظات خوبی رو در اون سپری کنید . قربانتان رضا. خوابید آفتاب و جهان خوابید از برج فار ، مرغک دریا ، باز چون مادري به مرگ پسر ، ناليد گرييد به زير چادر شب ، خسته دريا به مرگ بخت من ، آهسته * سر كرده بادِ سرد ، شب آرام است . از تيره آب - در افق تاريك - با قارقار وحشي اردك ها آهنگ شب به گوش من آيد ؛ ليك در ظلمت عبوس لطيف شب من در پي نواي گرمي هستم زين رو ، به ساحلي كه غم فرازي است از نغمه هاي ديگر سر مستم * مي گيردم ز زمزمه ي تو ، دل . در يا خموش باش دگر ! دريا ؛ با نوحه هاي زير لبي ، امشب خون مي كني مرا به جگر... دريا ؛ خاموش باش ! من از تو بيزارم وز آه هاي سرد شبانگاهت وز حمله هاي موج كف آلودت وز موج هاي تيره ي جانكاهت...
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 1:10 توسط |
دوست دارم .......
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:19 توسط سارا |
پیدا کردنIP ایمیل افراد وارد محيط ايميل خود شويد. Mail Options را انتخاب کنيد. سپس گزينه General Preferences رو انتخاب کنيد. در اين قسمت تغييرات زيادي ميشود داد از جمله اسم خودتونFrom nameو.... در قسمتheaders گزينه Show allرا انتخاب کنيد.و IPايميل ها را تماشا کنيد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خوب اول بايد آهنگتونWaveباشه.بعد اسم آهنگ خودتونو يه چيز راحت بگذاريد. مثلا music بگذاريد.بعد بريد تو اين شاخه (البته درايو خودتونو انتخاب کنيد) C:\Program Files\Yahoo!\Messenger\Mediaبعد آهنگتو تو اين شاخه کپي کنيد.و بعد بريد تو ياهو مسنجر و با کسي که دارين باهاش چت ميکنيد تايپ کنيد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اضافه کردن عکس به وبلاگ : شما این کارو به چند طریق می تو نید انجام بدبد : ۱. عکسی از اینترنت : روی آیکن کنید / نامی را برای آن برگزینید / و در آخر نوع قرار گرفتن عکس در صفحه را تعیین و تایید کنید . ۲. عکسی از روی هارد کامپیوتر خودتان : به آدرس زیر در اینترنت بروید : از روی هارد عکسی را انتخاب کنید / سلکت پیکچر را بزنید آدرس را ذخیره و به روش قبل در وبلاگ قرار دهید ... ۳. این روش ساده ترین روش برای انتخاب و قرار دادن عکس توی وبلاگه . اول صفحه ی مخصوص پست مطلب جدید را بیارید و پنجره را کمی کوچک کنید / مکان عکس مثلا درایو دی را هم با سایز کوچک باز کنید و پس از بلوکه کردن عکس دلخواه آنرا به صفحه پست مطلب جدید بکشید تا عکس در اینترنت اکسپلورر نمایان شود مجددا عکس را بلوکه کنید و پس از کلیک راست کپی و سپس بک را بزنید و به صفحه قبل باز گردید . پیست را زده و ثبت در وبلاگ را انتخاب کنید تا عکس در وبلاگ به نمایش در آید ......... ( منبع بعضی از مطالب : جک / ترفند / مطالب خواندنی )
کلیک کنید . کادر ی باز می شود . آدرس عکس را وارد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:13 توسط سارا |
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه گر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند گل همیشه نازم نبودی چاره سازم نکردی مهربونی به قلب پر نیازم آخه این اسمش وفا نیست راه و رسم عاشقا نیست وقتی که دلم گرفته دل شکستن که روا نیست تویی که بر سر من عشقتو منت می ذاری رنجی که به من می دی پای محبت می ذاری تویی که با همه مهری که می گی به من داری پس چرا سوختنمو به پای عادت می ذاری ؟ محتاج محبتم خدایا مددی کن شاید که خدا بگیره دست پر نیازم شاید که خدا بتونه باشه چاره سازم --------------------------------------------------- نظر یادت نره
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 14:50 توسط سارا |
متن ها یادم رفت ببخشید اینهاش : ![]()
هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري* هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي* هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي* درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد* هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري* هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه* به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني* قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري* و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشته
وقتي خدا بهت ميگه "باشه" چيزي رو که مي خواي بهت ميده..وقتي ميگه "صبر کن" يعني چيزه بهتري بهت ميده .. وقتي ميگه "نه ! " داره بهترينو برات آماده ميکنه
گاهي آرزو مي کنم... کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را بخورم!!! کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي ديدن يک لحظه فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد تا امروز چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک بريزند! کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگويم " آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!" کاش حرف هاي دلت را بهم نگفته بودي تا که امروز با خود نگويم " من که مي دونم چقدر دوستش دارم
معلم همچون شمعي است که مي سوزد و هوا را آلوده مي کند بياييد معلم ها را گاز سوز کنيم
دل مااونقده پاره ست موندنش مرگ دوباره ست آسمون سينه ما خيلي وقت بي ستاره ست
ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار كنيد.خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد كه بدون جلب توجه متفاوت باشيد
نباید متفاوت بود باید تفاوت را فهمید و یکی بود نباید دیوانه بود باید دانست و عاقل نشد نباید خوب بود باید بدی را فهمید و بد نبود
آنکه در تنها ترين تنهايي هام تنهايم گذاشت؛ کاش در تنها ترين تنهايي هايش? تنها کسِ تنهايي هايش تنهايش نگذارد
delam mikhad behet begam dooset daram room nemishe off mizaram....delam mikhad ta on mishi biam ke ba ham chat konim room nemishe ta on mishi man off misham....delam mikhad too chatvoica dad bezanam man ashegham asheghe to room nemishe ta voice midi rad mikonam...delam mikhad ta poshte net bet mobialmo bedam room nemishe behet migam mob nadaram...hala kojayi ke bebini man chejoori room mishe send to all konam ke ashegham asheghe to ey (friend list)e azizam
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 10:38 توسط سارا |
سلام
حالتون خوبه ؟ منم خوبم امروز یه سری متن باحال براتون گذاشتم ..... همکار جدیدم هم مبارک .............
.jpg)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 10:30 توسط سارا |
سايه ي امن شبانگاهان كو ؟ تابش روي تو مي پَژمُرَدَم تند باد نگه ات با وزشي آتشناك به سوي پوك شدن ، خاك شدن به سوي جنگلي از صاعقه ها مي بَرَدَم از كجا مي آيي ؟ پيشباز قدم روشن تو ابر و ابهام به خاك افتادند شب نشينان خيال يك به يك جان دادند آه اي نور بزرگ ، اي يزدان ! بگذار تا بتابد يك دم آفتابِ سينه من ، شيطان !
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 5:57 توسط |
دل من مي سوزد كه قناري ها راپر بستند كه پر پاك پرستو هارا بشكستند وكبوترهارا اه كبوترهارا… دل من در دل شب خواب پروانه شدن مي بيند مهردر صبحدمان داس بدست خرمن خواب مرا مي چيند واي باران،باران، شيشه پنجره را باران شست ! ازدل من امّا چه كسي نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربي رنگ… من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ مي پرد مرغ نگاهم تا دور واي باران،باران، پر مرغان نگاهم را شست…
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 19:26 توسط سارا |
اهل طاعونيِ اين قبيله مشرقي ام تويي اون مسافر شيشه اي شهر فرنگ پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاولِ،تن پوش تواز پوست پلنگ بوي گندم مال من،هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من،هرچي مي كارم مال تو اهل طاعونيِ... نبايد مرثيه گو باشم واسه خاك تنم توآخه مسافري،خونِ رگِ اينجا منم تن من خاكِ منه،ساقه گندم تن تو تن ما تشنه ترين تشنه يك قطره آب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 19:25 توسط سارا |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 13:51 توسط سارا |
يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشي منم باشم.. کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد.. تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي.. منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم.. با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي.. بهت مي گم چشماتو مي بندي؟ ميگي اره بعد چشماتو مي بندي ... بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟ مي گي اره بعد شروع مي کني اروم اروم تو گوشم قصه گفتن.. يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن.. مي دوني؟ مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع.. يه ضربه عميق..بلدي که؟ ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستي ..نميدوني من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم..نمي بيني خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد..نمي بيني که دستم مي سوزه و لبم رو گاز مي گيرم که نگم آآآخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني.. تو داري قصه مي گي...دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا..قشنگه مسير حرکتش.. حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني.. تو بغلم کردي..مي بيني که سرد شدم..محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم.. مي بيني نا منظم نفس مي کشم..تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت. مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم.. مي بيني ديگه نفس نمي کشم.. چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم.. مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن.. از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم.. مردن خوب بود آرومه آروم... گريه نکن ديگه..من که ديگه نيستم چشماتو ببوسم بگم خوشگل شديا!!! بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي.. گريه نکن ديگه! خب؟ دلم مي شکنه...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 10:34 توسط سارا |
هر کی با من همکاری کنه الهییییییییییی به همه ی آرزو هاش برسه .............
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:47 توسط سارا |
يادت باشه که دلتو اينطوري با غريبه ها تقسيم نکني ..........!! يه وقت ميشه که ميبيني ديگه واست دلي باقي نمونده ....به قول شاعر که ميگه : اون که دل ميفروشه ارزون، ز خدا بي خبره اگه سودي ببره بي وفايي ميخره _______________________________________________________________ در آن ستاره کسي ست چون من نشسته کنار دريچه تنهايي دل گداخته اي جان ناشکيبايي که نيمه شبها همراه غصه هاي من است در آن ستاه من احساس مي کنم همه شب کسي به ماتم اين خلق در گريستن است _______________________________________________________________ عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن! _______________________________________________________________ پسربه دخترگفت:دوستم داري؟!اشک ازچشماي دخترجاري شد،مي خواست بره که پسردستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداري اشکال نداره مهم اينه که من دوستت دارم وطاقت ديدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپايين انداخت و گفت :ميدوني چيه؟من دوستت ندارم.من...من بدجوري عاشقت شدم.پسردستاي دخترورها کردوباقيافه اي غمگين ازدخترجداشد.دخترفريادزد:مگه دوستم نداري؟؟! چراداري ميري؟پسرجواب داد:چون دوستت دارم مي خوام تنهات بذارم. _______________________________________________________________ نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام . ________________________________________________________________ عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست ________________________________________________________________ اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري ________________________________________________________________ زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است ________________________________________________________________ زير بارون دلم چه پريشون بود ديدم يک پرنده بي آشيون بود پرنده چه آسون با گريه ي من بهم گفت عاشق شدم من بهش گفتم آخه پرنده ي ناز بال پرواز داري مي خوني آواز مي دوني عشق ما معنا نداره چون دلامون زهم فاصله داره اگه ديديش بگو يک دل عاشق منتظر مونده باز رو تن قايق تا که باهم بريم ميون دريا بگيريم تا افق بوسه به رويا . پايان ________________________________________________________________ آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم... ________________________________________________________________ هرگز از انسان توقع عشق پاک را نداشته باش زيرا گل سرخ در مرداب نميرويد! ________________________________________________________________ بيا ای دوست سکوت سرده ايام جدايی را ز هم بگسل و جاری کن صداي مهربانت را به شهر آرزوهايم بيا با مرهم چشمت به زخم کهنهي قلبم دوايی شو... ________________________________________________________________ بدان که اگر کسی را براي يکبار، يکروز، دوست دارم، تورا براي هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم... ________________________________________________________________ حيران نشسته ماه به تنها نشستنم وين قطره قطره اشک به مزگان شکستنم ديوانگي نباشد اگر شور عاشقيست شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم از اين دريچه راه به سوي تو مي برم باشد اگر اميد از اين چاه رستنم پيوسته ام به مهر تو اي گل که بنگري پيوند خويش از همه عالم گسستنم ________________________________________________________________ زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني .... هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن.... بهتره اهالي رويامونو بدون توقعي ، جواب كنيم نبايد حتي رو بهترين كسا توي بدترين جاها ، حساب كني... ________________________________________________________________
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:39 توسط سارا |
تو رو خدا .................. جون مادرت ................. جون هر کی دوست داری ............. همکاری کن ........
گناه که نکردم .......... یه همکار می خوام ................ اگه پایه ای تو نظرات بگو ......... ثواب داره..........
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 18:25 توسط سارا |
سلام دوستان . خوبید ؟
من نیستم چون خیلی خسته ام .
نخوابیدم تا بیام آپ کنم .
تازه سرم هم درد می کنه
امروز رفتیم
سینما
(آتش بس ) آخ که چه فیلم مسخره ای بود !!!
نه بازیگراش خوب بودن نه کارگردانیش
در کل فیلم چرتی بود که منم تماشای اونو به هیچ کدوم از شما توصیه نمی کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تنها اتفاق خاصی که افتاد همین بود !!! راستی یه کتابم خوندم که اگه اهل مطالعه هستید اونوبهتون معرفی
می کنم :
هم قفس
نوشته ساناز فرجی از انتشارات شقایق ( فوق العاده س )
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 15:9 توسط سارا |
برو دیگه نمی خوام بیای سراغ دلم برو با موندن تو حل نمي شه مشكلم برو نذار كه چشام توي چشات باشه اگه نري ميدوني عمر دلت حرومه؟ برو بذار كه من هم اينجا تنها بمونم شايد كه با رفتنت قدر تو رو بدونم برو پيش كسي كه مثل خودت مهربون باهات باشه هميشه حتي توي آسمون برو كه تقدير من عشق تو رو رها كرد آخرشم ديدم كه منو از تو جدا كرد برو ديگه برنگرد منو فراموشم كن بذار تنها بمونم تو ترك آغوشم كن برو اما بدون كه يادت توي قلبمه عكست گوشه طاقچه واسم مث همدمه برو كه اشكاي من رو گونه هام جاري شد با قدم اولت توي دلم خالي شد كاش ميتونستم بگم نرو تو پيشم بمون مي دونم كه مي دوني دوست نداريم هر دومون آرزومه عزيزم يه روز بيام پيش تو تو هم بگي دوست داري كه من باشم مال تو
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 17:43 توسط سارا |
~ ART ~ http://www.ad-lines.com/artweb http://www.art.net/ http://www.nga.gov/ http://www.metmuseum.org/home.asp http://www.artlex.com/ http://www.lacma.org/ http://www.amn.org/ http://wwar.com/ ------------------------------------------ ~ Cinema ~ http://www.fandango.com http://www.movies.com http://www.filmbug.com/ http://www.moviesounds.com/ http://www.newline.com/ http://www.cinemastudies.org/ http://www.learner.org/exhibits/cinema/ http://www.cinemanow.com/default_int.asp ------------------------------------------ ~ Sport ~ http://www.sportquest.com/ http://www.footlocker.com/ http://www.eastbay.com/ http://www.soccernet.com/ http://www.fifa.com http://www.livegoal.net http://news.bbc.co.uk/sport/ http://sportsillustrated.cnn.com/ ------------------------------------------ ~ News ~ http://www.irna.com http://www.cnn.com http://www.bbc.co.uk http://www.npr.org http://www.foxnews.com/ http://www.usnews.com/usnews/home.htm http://www.wired.com/ http://www.foxnews.com/ http://abcnews.go.com/ ------------------------------------------ ~ Computer ~ http://www.ibm.com http://www.hp.com http://www.gateway.com http://www.computer.org/ http://www.3com.com http://www.dell.com http://www.asus.com/ http://www.cdw.com/ http://ca.com/ ------------------------------------------ ~ Music ~ http://www.audiogalax.com http://www.winamp.com http://www.ham_hame.blog.net http://www.ohhla.com http://www.sony.com/ http://www.mp3.com http://www.allmusic.com/ http://www.music.indiana.edu/music_resources/ http://www.billboard.com/bb/index.jsp http://usa.sonymusic.com ------------------------------------------ ~ Game ~ http://www.gamespy.com/ http://www.gamespot.com/ http://www.happypenguin.org/news http://www.happypuppy.com/ http://www.dfg.ca.gov/ http://www.sega.com http://www.gamestudies.org/ http://www.gamesdomain.co.uk/indexuk.html http://zone.msn.com/en/root/default.htm http://shop.game.net/
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 17:33 توسط سارا |
سلام دوستان ...اینم چند تا جوک و اس ام اس باحال و شاید تکراری ( نظر یادت نره ) فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه فاطمه ******* اخبار جدید جام جهانی:از زیدان می پرسن این چه حرکتی بود شما انجام دادین؟ از شما یعید بود؟ می گه: مرتیکه عوضی به من گفت علی دایی!!! -------------------------------------------------------------------------------------------- الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی 365 بار دور من بگردی ... -------------------------------------------------------------------------------------------- می دونی چیه؟ دیگه فوتبالم فایده نداره همون انرزی هسته ای رو عشقه -------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه تو انتخابات کاندید می شه 3 تا رای می یاره . شب می ره خونه خانومش یکی می خوابونه تو گوشش می گه: می دونستم پای یه زن دیگم وسطه -------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . ترکه می گه شرمنده مصیرم نمی خوره !!!! -------------------------------------------------------------------------------------------- یه خبر خوب . اگه 2 روز دیگه صبر کنی تو هم می تونی برقصی . البوم جدید اندی تا پس فردا به بازار می یاد: مونگولا باید برقصند ... -------------------------------------------------------------------------------------------- مادر: پسرم من دارم می رم بیرون یه وقت به کبریت دست نزنی ها. پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم -------------------------------------------------------------------------------------------- به ترکه می گن حالت چطوره؟ می گه تازه موکتش کردم!!! -------------------------------------------------------------------------------------------- دعای قزوینی: خودم پشتت . خدا پناهت ... -------------------------------------------------------------------------------------------- جهان بیش از 6 میلیارد جمعیت دارد یکی نیست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسیج فرستادم -------------------------------------------------------------------------------------------- زندگی اجبار است ........مرگ انتظار است.............عشق 1 بار است................جدایی دشوار است................و آن که این اس ام اس را می خواند بدجور سر کار است ................ -------------------------------------------------------------------------------------------- EK OK VOK KOAK VOAK VAK KO VA KO VA OK VOK KOAK afarin didi belakhare zaboone ordako yad gerefti ? Farad zaboone kalagho kar mikonim . ------------------------------------------------------------------------------------ فرق تو يا عزاييل مي دوني چيه؟ عزراييل رو يه روز ببينم مي ميرم تو رو يه روز نبينم مي ميرم ------------------------------------------------------------------------------------ يه ترک چاق جلو دوستاش مي ره رو ترازو واسه اينکه ضايع نشه شکمش رو مي ده تو ------------------------------------------------------------------------------------ ترکه با احساسات دوست دخترش بازي مي کنه 3 بر 1 شکست مي خوره ------------------------------------------------------------------------------------ وقتي دلم مي گيره مي رم به ده .توام اگه دلت گرفت بيا بده ... ------------------------------------------------------------------------------------ قزوينيه برنج تبرک مي خره گوني رو باز مي کنه مي گه: پس حميدش کو؟ ------------------------------------------------------------------------------------ ترکه مي ره دکتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي کنم. دکتر مي گه بيلا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله ------------------------------------------------------------------------------------ مي گن زناي بد حجاب 30000تومن جريمه دارن يادت باشه زن خواستي بگيري اول خلافيشو بگيري ------------------------------------------------------------------------------------ ترکه شورت خارجی می پوشه کونش احساس غربت می کنه ... ------------------------------------------------------------------------------------ فرق بين استرس . ترس . وحشت؟ وقتي استرس داري که مي فهمي زنت حاملست . وقتي مي ترسي که مي فهمي دوست دخترت حاملست. وقتي وحشت مي کني که مي فهمي هر دو حاملن !!!! -------------------------------------------------------------------------------------------- وقتي به قيافه تو فکر مي کنم........................به شوخ طبعي خدا پي مي برم -------------------------------------------------------------------------------------------- قديمي ها : قمارو عرق و خانوم بازي . امروزيا: اکس و سکس و دختر بازي .ما هم که چيپس و پفک و اس ام اس بازي -------------------------------------------------------------------------------------------- سازمان سنجش اعلام کرد هيچ قزويني حق نداره پشت کنکور بمونه ... --------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 17:28 توسط سارا |
يه بچه ميمون از مامانش ميپرسه : مامان چرا من اينقده زشتم مامانش ميگه : پسرم برو خدا رو شکر کن که به شکل اوني که اين جک رو ميخونه نشدي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع کن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟ --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امروز روزجهانی مزخرفترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اساماس رو به مزخرفترين دوستت بفرست ... --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- .اگه گقتي فرق موز با گوز چیه _ _ _نمی دونی ؟ _ _ همیشه که جواب این پایین نیست خوب یه کم فکر کن دیگه ...... --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- خيلي خيلي ببخشيد مزاحم وقت شريفتون شدم واقعا قصدي نداشتم اما يه سوال پيش اومده سالهاست که بايد مي پرسيم .......ايران که نفتش رو مي فرسته به کشوراي ديگه بشکش رو پس مي گيره؟!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------- پدری پسرش رو نصیحت می کرد که پسر جون زن بگیر وقتی شب خسته از سر کار می یای لازمه یکی تو خونه باشه برینه تو حالت ------------------------------------------------------------------------------------------------------------ مامان بچهه به بچش ميگه که عزيزم وقتی خاله اومد قشنگ ميری جلو سلام ميکنی ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميکنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز که بابا ميخواست بوسش کنه زد تو صورتش ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چرا افسردهای؟چرا زل زدی به دیوار؟؟ بابا اندی که منظوری نداشت!! خوب تو هم یواشکی برقص!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن!!! -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ترکه ميره نون بربري ميگيره.داشته از جلوي نون لواشي رد ميشده،ميبينه نون لواشا دارن توي دستگاه ميچرخن...به شاطره ميگه:آقا دوري چند ميگيري اين بربريه منم يه دور سوار شه؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تركه میخواسته دور كمرشو اندازه بگیره، یه خطكش میكنه تو كونش ضربدر 3.14 میكنه!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ای کمرم..........ای پاهام! وای سرم گیج رفت بابا!۱ کی به اندی زنگ بزنه بپرسه پس خوشکلا تا کی باید برقصن ؟؟؟؟؟؟؟؟ ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده . بزن تو سرش چون جوون باید رو پای خودش وایسه ... ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- انواع آهنگ برای گوشی موبایل بسیجی ها : ۱-دیدین ریدین تو دین!۲-ریدین تو دین دیدین۳-تو دین ریدین دیدین! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ خطبه عقد رشتي ها: النکاح سنتي بعد کيف امتي!! ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تا حالا میمون تو پلاستیک دیدی ؟ نه ؟ پس برو گواهینامه ات رو نگاه کن ... ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ يارو مي ره کنسرت ابي وقتي کنسرت تموم مي شه هر کي يه چيزي به ابي مي گه ابي جمالتو ابي صداتويارو رو جو مي گيره مي گه ابي مادرتو
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 15:45 توسط سارا |
ببخشید آپ نمی کردم
یه وبلاگ جدید نوشتم آدرسش ماله همینه اما به جای ۲ / ۳ بذارید ........
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 19:42 توسط سارا |
ببخشید که آپ نکردم
اما بازم اومدم
راستی یه وبلاگ جدید نوشتم اینجا ببینیدش قشنگه اگه می شه به جای این وبلاگ اونو لینک کنید .
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 19:41 توسط سارا |
سلام دوستای گل و خوشگلم حالتون که خوبه ؟ منم خوبم به لطف شما . امروز نمی خوام خاطره بنویسم . تو نظرات گفته بودید جواب بدم : خبر ...................... خبر...............خبر..........................خبر...................خبر................ ۱. به مینا خانم : خانمم هرکسی واسه خودش یه سری اعتقاداتی داره . توی اعتقادات منم می گن دوستیهایدختر پسرا هیچ اشکالی نداره اگه نظر تو مخالفه اینه به من هیچ ربطی نداره !!! مگه پسرا آدم نیستند که ما نباید آدم حسابشون کنیم ؟ ضمنا" منم دخترم و هیچ مشکلی هم با این مسئله ندارم . آخرم این که خیالت راحته راحت باشه چون تو اون دنیا به هیچ وجه نمی آن به جای من تو رو سوال جواب کنن . ۲. آقا مهرداد : به فقط موزیکت سر زدم اما اهواز رو باز نکرد در کل وبلاگ باحالی داری . ۳. حامد خان : من واسه نظر منت کشی نکردم در ضمن خیلی هم انتقاد پذیرم و اگه قصد ناراحت کردنمو داشتی بی خودی به دلت صابون نزن !!! وبلاگم هم اگه ایرادی داره خوشحال می شم بگی . ۴. از همه تون به خاطر حمایتتون ممنون ****************************************************************************** حرف دوم : چند جمله از بزرگان (نقد و بررسی ) ![]()
می خوام اول به چیزهایی که

دوستون دارم !!!
بازم این ورا بیاید ..... 

ü
*** هرگز قلبی رو نشکن چون قلب گل نیست تا دوباره بشکفه ![]()
ü
*** به خاطر کسی که دوسش داری غرورت رو از دست بده اما به خاطر غرورت هیچ کس رو (فقط
غرور)
ü
*** پرسپولیس سوراخه ( آخ گفتی ) 


ü
امام علی (ع) : شادی مومن در چهره
او و غمش در قلب اوست ![]()
ü
پرل باک : شاد باش و شادی ببخش چون دنیا ارزش غم خوردن رو نداره .
ü
امام علی (ع) : کسی که تنها ماند گرفتار حزن و اندوه می شود ***( چرا ایشون اشاره نکردن
او
اونایی که نمی خوان تنها باشن اما تنهاشون می ذارن چیکار باید بکنن )
ü
شیللر : جوانی مخلوطی است از غرور و نشاط ( جوونی ما که همه اش غمه )
ü
آب آبراهام لینکن : جوانی سرابی است که پایان آن حسرت است ( از همون اولش حسرته )
ü
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:43 توسط سارا |
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه و شاد و سرحال باشید. راستش من امروز تصمیم نداشتم بیام نداشتم اما به قول امین معتاد این وبلاگا(وشما) شدیم . کی مخالفه گوشاشو بگیره .) دیروز من تو خونه نشسته بودم داشتم حامد گوش می دادم (یه قدم تو یه قدم من یه دل از تو یه دل از من / وای چه احساس قشنگی / من و تو همیشه با هم ) که تلفن زنگ زد . مثل همیشه تینا بود گفت پاشو بیا بریم بیرون من کار دارم منم آماده شدم رفتم دنبالش . حدود یه ساعت معطل شدم تا کاراشو انجام داد . همین جوری که داشتیم می رفتیم میلاد رو دیدم گفت حتما یه زنگ به من بزن کارت دارم . منم نزدم در عوض نیم ساعت دیگه رفتم مغازشون بالا بود دوستش رفت سراغش چند دقیقه بعد اومد پایین گفت میلاد می گه من دیگه نیستم . با این که از اولشم من زیاد از این پسره خوشم نمی اومد اما خیلی اعصابم خورد شد . یه جوری گفت انگار تا الآن هم من به زور با خودم نگهش داشته بودم !!! یعنی چی این عادلانه س ؟ اگه این حرفو من بهش زده بودم چیکار می کرد راجع به من چی می گفت ؟ چرا پسرا انقدر راحتند ؟ چرا اینجوری با احساسات دخترا بازی می کنن ؟ البته من زیاد برام مهم نبود ( اگه متولد آذر باشید یا یه دختر آذری تو آشناهاتون باشه می فهمید چی می گم . چون دخترای این ماه خیلی با احساس نیستند . ) اما در هر حال دخترم ... پسرا فرق دارن . چرا بعضی ها انقدر عشق رو دست کم می گیرن و حرمتش رو می شکنن ؟ چرا ارزش جمله ی مقدس دوست دارم رو انقدر پایین می آرن ؟ و راحت هر وقت دلشون بخواد اونو می گن ؟ / بی خیال این حرفا اگه بخوام بگم حرف خیلی دارم که حالا حالاها تموم نمی شه !!! اصلا عشق چیه ؟ عاشقی کیلو چنده ؟ به خدا من که وقتی می بینم یکی از عشقش می گه و واسش می میره خنده ام می گیره !!! نمیشه قضاوت کرد لابد عشق لیاقت می خواد که ما نداریم . خدا انقدر ساده با احساسات هم بازی نکنین من خودم عشق یه نفر رو دست کم گرفتم با فاصله زمانی خیلی کم یه نفر باهام این کارو کرد . قدیمیا یه چیزی می دونستن که گفتن " کاری که عوض داره گله نداره !" من حقم بوده دیگه !! من از اونی که قبلا اذیتش کردم معذرت می خوام و خواهش می کنم منو ببخشه میخونه. ولی خدایی کاش همه ی پسرا مثل امین بودناااااااااااا . با این که دخترا اذیتش می کنن بازم ............ ![]()
اصلا حوصله
خوب می خوام براتون از دیروز بگم . موافقید ؟ (هر
دیگه نمی خوام با تو بپرم !!! منم گفتم خوب اشکالی نداره و اومدم بیرون .
و از این نظر دخترا خیلی با آقا
البته این جوری هم که
در هر حال آقا پسرا و دختر خانمای گل تو رو
// بی خیال بی خیال بی خیال // اینو نگیم چی بگیم ؟ بی خیال نشیم چیکار کنیم ؟ حالا
می دونم این مطالبو حتما
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 10:32 توسط سارا |
عزیزان اگه غلط املایی دارم که معنی کلمه عوض می شه ببخشید ...........
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 8:43 توسط سارا |
سلام دوستان ...
حالتون چطوره ؟ خوبه ؟ خدا رو صد هزار مرتبه شکر
خوب جمعه ی خوبی داشتید ؟ با بی اف / جی
اف هاتون خوش گذشت ؟ ( آخه به من چه ؟) .
راستی از امین عزیز تشکر می کنم که افتخار دادند و
با من همکاری می خوان بکنن
واسه تولدشونم باید بگم کاری نکردم وظیفه ام بوده .
خوب بریم
سر اصل مطلب "خاطرات دیروزم " راستش من دیروز با این دوستمون قرار گذاشتیم بریم کوه منم به
مامانم گفتم قراره با تینا اینا برم که خواهرم تا اینو شنید گفت منم می آم
فکرشو بکنید ..........
من بنده خدا هی خواستم بیچونمش دلم نیومد ( چقدر دل نازکم ) بهش گفتم تو دیروز همه اش سر کار
بودی گفت دیروز تعطیل بودااااااااااااااااا ...................
تصمیم گرفتم زنگ بزنم به بی افم قرارو کنسل
کنم اما اون زودتر رفته بود و تو کوه موبایلش آنتن نمی داد . یعنی اون صدای منو نمی شنید پس گفت
زود بیا منتظرم !!!!
تو همین فکرا بودم که تلفن زنگ زد فکر کردم این بی اف ...... مِه اما دیدم همکار
خواهرمه که دعوتش کرد با هم برن بیرون خواهر منم بعد از کلی لوس بازی قبول کرد . .
منو بگو
انگار دنیا رو دادن بهم اما جلو اون خودمو زدم به ناراحتی
و ریدم آماده شدم برم که مهمون اومد اما
من هر جور بود رفتم !!!
انقدر حال داد . اون بالا بالا ها بودم که مامانم زنگ زد گفت الان کی پیشته
گفتم با دوستامم ( خواستم بگم تینا که از لحن حرف زدن مامانم فهمیدم این ذلیل مرده یه دسته گلی
به آب داده ) پرسیدم چیزی شده گفت نه تینا اومده بود دنبالت با هم برین بیرون !!!!!!! ( مگه این تینا رو
نبینم )
دو ساعت بعد خود .... ش زنگ زد ( فکر بد نکنید . خودتونو بذارید جای من ! ) گفت با میلاد
بیا یه جا من و مصطفی هم بیایم ( بی افش ) منم قبول کردم راستشو بخواهید انقدر من از این پسره
(مصطفی ) بدم می آد که نگو نمی دونم چراها اما حالم ازش بهم می خوره
داشتم می گفتم قرار
شد پایین تینا اینا رو ببینیم به میلاد که گفتم ذلیل مرده همچین ذوق کرد می گفت آخه با مصطفی
خیلی جورم حالا نمی دونم راست می گفت یا واسه تینا ذوق می کرد ؟!
نه بابا از این آدما نیست
( واسه بچه خر کردن ) ولی از حق نگذریم انقدر چش چرونه که نگو ! وقتی می ریم بیرون اصلا نمی گه
این که پیشمه آدمه یا نه ؟ همچین نگاه می کنه به دخترای مردم که ........... بی خیال . البته من خودم
چیزی از اون کم ندارم
دیروزم که دوتا از بی اف های قدیممو دیدم ( هیچ فکر نمی کردم با هم دوست
باشن ) یکی شون رفته بو سربازی
اون یکی هم دانشگاه
!! انقدرم باحال شده بود که نگو
.
منم که پسر ندیده خودمو کلی سرزنش کردم که چرا باهاش بهم زدم !!
یه نیم ساعت بعد
میلاد رفت یه چیز بخره بخوریم
تا اون رفت اون پسره ( شروین ) اومد گفت من حاضرم باهات بازم
دوست بشمااااااااااااااااا شماره اش رو هم داد گفت تو هم اگه پایه بودی بهم زنگ بزن .
اینو گفت و
رفت میلادم اومد هی گفتم بریم پیش تینا اینا زشته گفت بی خیال اونا آدم نیستند راجع به خودت بگو .
( روزی هزار بار اینو می گه ) حالا من هی می گم نگوها آدم نمی شه !
خلاصه سر قرار نرفتیم و
بعدا" فهمیدم تینا اینا هم نرفته بودن !!!! ساعت ۵ برگشتم خونه هنوزم خستگی از تنم در نیومده ! ها
بی خیال راستی جای شما هم خیلی خالی بود
کاش بودید یه کم باهم حال می کردیم ...
خوب دیگه انگار زیاد حرف زدم . نه ؟ دیگه بیشتر از این وقتتونو نمی گیرم و با این که سخته
خداحافظی می کنم
تا بعد........................
JJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJJ
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 8:42 توسط سارا |
دوستان عزیزم اگه مایل به همکاری در اداره وبلاگ هستید تو نظرات بگید
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 13:49 توسط سارا |
در بعضی از سایت ها برای اینکه کسی نتواند لینک آنها رو کپی کنه قفل راست کلیک میزارن بعضی از این قفل ها خطر ناک است و ممکن است بلایی سر سیستم شما بیاورند.پس حتی در سایت هایی که رایت کلیک ممنوع نیست رایت کلیک معمولی نکنید.با این روش رایت کلیک کنید: سایت هایی که رایت کلیک ممنوع نیست: کلید چپ و راست را نگه دارید و همزمان ول کنید. سایت هایی که رایت کلیلک ممنوع است: کلید راست را نگه دارید پس از ظاهر شدن پیغام در حالی که راست کلیک رو نگه داشتید esc رو بزنید بعد از رفتن پیغام کلیک را ول کنید منو راست کلیلک ظاهر میشود.
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 13:47 توسط سارا |
ای دل تنها چیه چشم انتظاری ؟ باز یه لحظه یه دم آروم نداری مثل زمستون تو حسرت بهاری باز عشقت خیمه زد رو خونه ام باز یادت آتیش زد به آشیونه ام باز بی تو باید تنها بمونم بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه س پرنده دل من هنوز بی آشیو نه س بیا پر از امیده هنوز این دل خسته هنوز به پای چشمات به پای عشقت نشسته توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماس آسمون جایی نداره واسه من تنهایی درده دردِ هیچ کس رو نداشتن هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن دیگه باور کردم انگار که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم ...
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 13:21 توسط سارا |
به یه همکار آقا و خانم برای نویسندگی در وبلاگ نیازمندم
اگه موافقید تو نظرات بگید
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 9:41 توسط سارا |
سلام ![]()
خوبین ؟ نه ؟
خدا رو شکر ........
چیه ؟ چرا عصبانی می شید ؟ مگه بده خدا رو شکر کنم ؟
خدایی که شما رو به من داده
......... خوب بریم سر اصل مطلب : از کجا شروع کنم ؟ آهان من
دیروز رفتم پیش بی افم مغازه شون ( یه بوتیک لباس پسرونه دارن ) پره فروشنده های خوشگل ( هم
پسر هم دختر ) انقدر حال داد . این بی اف من نبود منم که حوصله ام سر رفته بود از بس اونجا نشسته
بودم
هی اینور اونور رو نگاه کردم که ................. چشم افتاد به یه پسره که اونجا بود نگاش که
کردم لوس بازی در آورد
هی سرشو چرخوند واسه من کلاس گذاشت منم تحویلش نگرفتم
رفتم سراغ یکی دیگه از فروشنده هاشون . اون اسگل نبود اومد جلو هی خواست سر حرفو باز کنه
که میلاد ( بی افم ) اومد .
منو این پسره رنگمون عوض شد !! بعد من رفتم پیش میلاد گفت چیکارت
داشت این پررو من موندم چی بگم گفتم داشت اذیت می کرد . اونم عصبانی شد
رفت با یارو دعوا
بهش هشدار داد که دیگه با دوست دختر من کاری نداشته باش
بعد اومد به من گفت عزیزم بیا از
این خراب شده بریم یه جای آروم منم راه افتادم رفتیم تو راه هی سوال پیچم کرد منم پیچوندمش 
بعدش پرسید نمی خوای بدونی من کجا بودم ؟ تو دلم گفتم معلومه با دوست دخترت اما چون ضایع
نشم گفتم کجااااااااااا ؟ گفت رفته بودم واسه تو اینو بخرم ( چند تا گل رز تو دستش بود ) دادشون به
من و گفت شب بیا خونمون هیچ کس نیست .
گفتم مامانت اینا کجان ؟ گفت قراره بریم خونه ی
خالم .
جلو چشامو خون گرفت
می خواستم بکشمش اما فقط گفتم لوس !!
اونم فکر
کرد من ناراحت شدم انقد منت کشی کرد که نگو منم بخشیدم یه چشمک زد یاد لان جان سیلور افتادم!
خوب دیگه انگار زیاد حرف زدم ببخشید خستتون کردم بقیه اش باشه واسه عصر . ![]()
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 9:34 توسط سارا |
امین جونم تولدت مبارک ![]()
الهی۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال عمر کنی و مثل همیشه شاد باشی .
تولدت مبارررررررکککککککککککککککک ............................... ![]()

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 7:11 توسط سارا |
نظر بده عزیزم ..............
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 18:54 توسط سارا |

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 18:45 توسط سارا |
مي ميرم برات نمي دونستي مي ميرم بي تو وبدون چشات
رفتي از برم تو نمي دوونستي که دلم بسته به سازِ صدات
آرزومه كه نمي دونستي مي ميرم برات ميميرم برات
عاشقم هنوز نمي خواستي كه بموني و بسوزي به ساز دلم
گفتي من مي رم تو مي خواستي بري تا فردا باور خوشگلم
بروراهي نيست تا فردا باور خوشگلم
برو خوشگلم سفرت به خير اگه مي ري از اينجا تا يه شهر دور
برو كه رفتن بدون ما مي رسه به يه دنيا دور
سفرت به خير برو گر شكستي ز من مي توني دوباره بساز
از دلي شكسته و نااميد و خسته تو باز برو تو بازم برو
نمي خوام بيام نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي
نميخوام ازت نمي خوام برام تو مث يه شمع بسوزي تموم بشي
برو تا بزرگي مي خوام فقط آرزوم بشي
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 13:11 توسط سارا |
دوستانی که می خوان از آ شدن وب با خبر بشن در خبر نامه ما عضو بشن ...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 19:7 توسط سارا |
دوست دارم سبد سبد
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 12:50 توسط سارا |
سلام دوستان عزیز خوبم ![]()
حالتون خوبه ؟ خدا رو شکر اگه بدونید چقدر دلم براتون تنگ شده بود .
ببخشید کهخ دیر اومدم .
چی ؟ قهرید ؟
خوب باشیددددددددددد .................
نه شوخی کردم بیا آشتی کنیم .....
ایول . این چند روزی که نتونستم آپ کنم خیلی سرم شلوغ بود . به خداااااااااااا با بی افم بودم
.....
........ نه بابا بی اف کجا بود ؟ من بدبخت داشتم درس می خوندم . .
آخه دیروز امتحان زبان داشتم . برام دعا کنید زود این تافل لعنتی رو بگیرم البته نه دلم واسه معلم زبانم تنگ می شه![]()
نه بابا خیلی آدمه یک پسر پر روییه که لنگه نداره می خوام سر به تنش نباشه
جلب ..........
آره داشتم می گفتم دیروز که از کلاس می اومدم یه پسری رو دیدم
نشسته بود رو به روی موسسه
زبانمون .
انقدر ناز بود ....
این دوست من تینا هی می خواست بره جلوی طرف لوس بازی در بیاره من نذاشتم.
گفتم دختر که از این کارا نمی کنه !! ( من واسه خودم حرس می خوردم که نکنه
این تینای ... اونواز چنگم در بیاره . چقدر من به فکر تینام ! ) ![]()
جونم براتون بگه این پسره هی داشت نگاه می کرد و سرشو تکون می داد موهاشو به رخ ما بکشه
بعد از یه ده - بیست باری که از جلوش رد شدیم پا شد اومد افتاد ...... افتاد دنبالمون .
یهو اومد پیچید جلومون ما هم که کپ کرده بودی دیگه .
بعد گفت ببخشید خانم می شه یه لحظه اون
موبایلتونو بدید من یه تل کوچولو بزنم . من که خورده بود تو ذوقم آروم موبایلو بهش دادم یه چند ثانیه ای
رفت کنار بعد اومد موبایلو داد و بعد از کلی تشکر مث ... سرشو انداخت پایین رفت
تینا هم که کم مونده بود گریه کنه بدبخت !! هزار تا بی اف خوشگل داره باز چشمش دنبال این یکی اون یکیه .
خوب بقیه ماجرا : من رفتم خونه تو اتاقم نشسته بودم که ......................... چشتون روز بد نبینه.....
موبایلم زنگ زدددددددددددد ........... کی بود ؟ اون پسره (
) خودشو معرفی کرد و یه سری چرت و پرت گفت بعد گفت با من دوست می شی ؟
من که ذوق مرگیده شده بودم اومدم بگم بععععععععع....
.....له .......... گفتم :"نه" اونم گفت اشکالی نداره ببخشید مزاحمتون شدم . من هی خواستم بگم مه
اشتباه تایپی بوده نشد زبونم بند اومده بود .
اونم خداحافظی کرد و قطع کرد ...
منم این چند
وقته چون دپرس بودم آپ نکردم . ببخشید بای ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 12:39 توسط سارا |
سلام من دوباره
سرو کلم پیدا شد
راستش رفته بودم کارنامه بگیرم وقت نکردم آپ کنم ![]()
اما از این به بعد قول می دم به موقع بیام . قربونتون برم .
خیلی دوستون دارم .
بای![]()
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 10:43 توسط سارا |
پيش تو باز کم آوردم خيلی بد شد... قسم دروغی خوردم خيلی بد شد... با قريبه منو ديدی خيلی بد شد... پشت من چيا شنيدی خيلی بد شد... به تو گفتم مث تو زياده امّا واسه تو داشتم ميمردم. تو رو با اونيکی ديدم کم آوردم.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 10:37 توسط سارا |