تبليغاتX
دختر تنها

دختر تنها

و ما همچنان طی می کنیم شب را و روز را هنوز را ...

سلام به زودی می خوام اسم وبلاگ رو به همون اسم قبلی ( دختر تنها ) برگردونم !!!

می دونید با این که دور و برم شلوغه خیلی تنهام !!! چه جوری ؟ خوب چون هیچ کدوم

از اونایی که دور و برمن آدم نیستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

---------------------------------------------------------------------------------------------

آلبوم جدید حامد حاکان به نام می رینم برات به زودی وارد بازار می شود

سارا

            Coming soon    

---------------------------------------------------------------------------------------------

می دونید فرق حوا با بقیه زنا چی بود ؟ تنها کسی بود که شوهرش آدم بود !!!

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 14:37 توسط سارا |


فکر نکن که بی کسم خدا به دادم می رسه

کوه به کوه نمی رسه آدم به آدم می رسه ...........................

-------------------------------------------------------------------

 کی گفته بود نباشی بدون تو می میرم ؟

بازم می گم بدونی منم خدایی دارم ..................................

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 14:24 توسط سارا |


سلام دوستان خوبید ؟

ممنون از این همه نظر آخه 5 تا نظر کافیه برایه یه پست 20 خطی ؟

نه خدا وکیلی خودتون این جوری وبلاگ می نویسید ؟ آقا سعید با شما

هستم می آی می بینی همین جا نظر بده نرو واسم اس ام اس بزن اگه

میخوای تعریف کنی همین جا بگو بد و بیراهم همین جا !!! در هر حال

من اگه ببینم به همین روال پیش می ره دیگه آپ نمی کنم شما هم برید

یه وبلاگی ببینید که کلافه بشید !... درسته اعصابم خورده1چیزی میگم

اما اگه خردتر بشه حرفام تبدیل به عمل می شه ببینید منم خیلی خیلییی

داغونم دلمم شکسته شما بیشتر نشکونیدش !!! راه دوری نمی ره ثواب

داره به خدا در عوض دیگه هیچ کی دلتونو نمی شکنه ... امتحانش که

ضرری نداره راستی اگه یه مدت آپ نکردم بدونید که نظرا کافی نبوده

چون اصلا جرات خودکشی و این حرفا رو ندارم که بخوام ...........

راستی یه شعر حامد هست می گه :

هرکسی بیشتر دوست داری زودتر دلتو می شکنه

اونی که فکر نمی کنی آتیش به قلبت می زنه

شما بهش اعتقاد دارید ؟ لطفا نظرتونو بگید ...........................

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 14:20 توسط سارا |


عزيزم سلام يه چيزي بيا بي وفا بشيم/دوست دارم كه ما يه جور از همديگه جدا بشيم
فكرشو كردم و گفتم واسه چي ديوونه شيم /بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشيم
 هدف من و تو از حرفهاي زيبامون چيه / كاشكي تصميم بگيريم با يكي آشنا بشيم
 مي دوني ديدم نمي شه من و تو با هم باشيم / هر كدوم بايد بريم دوباره مبتلا بشيم
 ما دو تا اسير همديگه شديم يه جور بد /كاش فراموش كنيم و از دست هم رها بشيم
 دور شديم از حرفهاي روزاي آشنايي مون /سخته اما بيا باز مث غريبه ها بشيم
ستاره خواستم بچينيم ديگه دستم نرسيد / ما بايد نزديكتر از اين ستاره ها بشيم
 يه چيزي مث يه شك من و رها نمي كنه / بيا امشب و من و تو غرق دعا بشيم
فكرش و كردي ديگه خدا ما رو دوست نداره / بيا باز بنده هاي عزيز واسه خدا بشيم
 خواستم امتحان كنم تو رو ببينم چي مي گي /بيا به هر چي كه بود تو شعر بي اعتنا بشيم

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:49 توسط |


عید همه مبارک .................

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:25 توسط سارا |


نپیچون مارو دیگه ما که ختم روزگاریم

نسوزون ما رو دیگه ما با تو کاری نداریم

چشاتو خمار نکن می دونم بازم فریبه

باز منو دور می زنی وای دلم چقد غریبه

اسممو صدا نکن که صدات یه عذابه

هی به من نگا نکن موج این دریا سرابه

لباتو قنچه نکن دیگه مست تو نمی شم

موهاتو شونه نکن صید دست تو نمی شم

نمک خوردی نمک دونو شکستی

چشاتو رو یه دنیا عشق بستی

تو رو چه به دل دیوونه ی من

تو که عاشق کش و مرده پرستی

من واسه پایین شهر تو واسه اون بالاهایی

من دلم ساده ولی تو ته دودره بازی

برو از پیشم برو برو دیگه رهام بکن

هی منو نگا نکن حتی واسم دعا نکن

-----------------------------------------------

سلام دوستان من نامردم اگه از این به بعد شعر عاشقونه بنویسم این خط _ اینم نشون |

چرا ؟ چون هرکور و کچلی از راه می رسه منو دور می زنه می ره !!! یعنی چی ؟!

می گم براتون آقا من با یه نفر می پریدم واسه اولین بار ازش خوشم اومد !!! اما بهش

نگفتم ولی فکر کنم فهمیده بود اونم تریپ لاو درمی آورد . راستش دیشب بهم اس ام اس

زد گفت کجایی منم که طبیعتا ساعت 55 دقیقه بامداد خوابم (!!!) جواب ندادم تا امروزکه

ساعت 2 جوابشو با همون اس ام اس زدم پرسید اسمت چی بود ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

منم مث این خنگا گفتم خوب سارا بود دیگه بعد از دو دقیقه یه اس ام اس اومد گفته بود

سارا خانوم من خانومه "مصطفی" هستم !!! منم از روی کنجکاوی هی سوال پرسیدم

خانوم آقا مصطفی هم جوابمو داد دختر خوبی به نظر می رسید حیف که زن مصطفی

شده (!!!) خلاصه گفت خوشحال می شم صداتونو بشنوم منم بهش زنگ زدم ولی انگار

صداش خیلی آشنا بود اونم همین حرفو زد ! بعد گفت اسمش مژگانِ منم بعد از کلی فکر

کردن فهمیدم این که همون مژگان خودمونه !!! (دوستم) گفت یه هفته س نامزد کردن و

قراره نیمه شعبان عروسی کنن !!! منو می گی انگار یه سطل آب یخ ریختن روم ولی

کاش این حرفو از زبون خودش می شنیدم خاک بر سر زن زلیلش که هیچی نشده این

موبایلشو ورداشته داده به اون !!! خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا هر کی می آد منو اذیت می کنه ولی خدا وکیلی در مدت این چند ارتباط آخرم !!!

به یه سری نتایجی رسیدم : 1.همه ی پسرا از دم ....2. با این جونورا (ببخشیدا بعضی )

باید مث خودشون رفتار کرد باید حروم زاده بازی در آورد تا باهات مهربون باشن ***

توضیح : این بعضی ها که تو خط بالا گفتم معنی ش این نیست که فقط بعضی از پسرا

بدنا نه این یعنی بعضی هاشون حیوونن !!! ولی از بعد کلی همه سراپا یه کرباسن همه

از دم نامرد و نالوتی وناتو و ... (هرچی از دهنتون در اومد بذارین جای این نقطه ها)

ولی در کل مصطفی و مژگان عزیزم بهتون تبریک می گم امیدوارم یه سال بیشتر باهم

دووم نیارید نه شوخی می کنم ان شا ا... صد سال به پای هم جوراب بپوشید .........

تمام محبت هایی رو هم که به من کردید به امد خدا فردا تو جشن عقدتون جبران می کنم

راستی بچه ها من کادو نخریدم چیکار کنم ؟؟؟ فردا عقدشونه !!! گل می برم مصطفی

بخوره به جونم دعا کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مبعث رو به همه ی مسلمونا تبریک می گم و امیدوارم همه اونایی که تو این روز عزیز

زندگی مشترکشونو شروع می کنن زندگی خوبی داشته باشن / برای خیانتکارا طلب

مغفرت از درگاه ملکوتی خداوند رو دارم و برای اونایی که دوست پسرشون گولشون

زده صبر منان خواستارم . بلند بگید آمین ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:24 توسط سارا |


سلام

من امروز می خوام چند تا روش بذارم که تا پسووردی

درست کنید که قابل شناسایی برای دیگران نباشه !!!

1. روز و ماه و سال تولدتان را با هم جمع بزنید

مثلا اگر متولد سوم آذز سال 1367 می باشی ،

به این صورت عمل کنید : 3+9+1367=1379

2. به روش قبلی عمل کنید اما جای ارقام را به این

صورت عوض کنید : 9731 یا 1739 !!!

3. جمله ای را در نظر بگیرید و حرف اول تمام

کلمات را کنار هم بچینید و پسوورد بسازید !!!

4.کلمه ای را به زبان فارسی انتخاب کنید و درحالی

که کیبورد به زبان انگلیسی است آن را تایپ کنید

5. عددی را انتخاب کنید و با نگه داشتن شیفت

آن عدد را بنویسید مثلا 1379که می شود !#&)

6. به هیچ عنوان یوزر نیم را به عنوان پسوورد

انتخاب نکنید ...

7. به جای پسوورد نام یکی از عزیزانتان را بگذارید

8. نامی را در نظر بگیرید و به ترتیب حروف الفبا

حروف را کنار هم بچینید. ( فارسی یا انگلیسی )

9.جمله کوتاهی را به عنوان پسووردتان بگذارید.

10. اسم فامیل خود را بگذارید . به همین سادگی .

تا آپ بعدی بای

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:21 توسط سارا |


سلام قول می دم دیگه عکس نذارم

ببخشید اگه باز نمی شن ..................

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:39 توسط سارا |


نیما جان سلام ... ممنون که به وبلاگم اومدی می دونم آدم عاشق می شه تا از شادی بگه نه از غم

اما آدمی که تو عشق شکست می خوره چی ؟؟!!! اونم باید از شادی بگه ؟ کدوم شادی  ؟ کدوم

خوشی ؟ کدوم عشق ؟ عشق مال تو غصه هاست .........

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:29 توسط سارا |


گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو می شکنه

گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه

هروقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم

فکر می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

گفتم بمون اون روز می آد غصّه هامون تموم می شه

گفتی اگه با هم باشیم لحظه هامون حروم می شه

وقتی رفتی همه دنیا رو سرم

انگاری خراب شد و دلم شکست

ساز من زانوی غم بغل گرفت

وقتی کز کرد گوشه ی اتاق نشست

هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم

حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

از وقتی رفتی هیچ کسی همدرد و هم رازم نشد

هیچ کسی حتی یه دفعه هم غصه ی سازم نشد

رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون

دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:19 توسط سارا |


مــانــده نــگـاهـم بــه د ل پـنـجـره
تــر شــده از هـجرت تـو خـاطـره
کوچه پر از حسرت دیوانه گـیست
خــانــه تـهـی از نـفـس زنـدگـیست
بـی تـو دلـم نـیمه شـبی سوی دشت
پـر زد و آواره شـد و بــر نگـشت
لـــذ ت بــیـداری یــلـد ا تـــویـی
تــازه تــریـن رکــن تــمـنـا تــویـی
چــشــم تــو آغــاز پـــریــشـانـی ام
هــجــرت تـــو عــلــت ویــرانـی ام

--------------حمید----------------------

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 19:14 توسط سارا |


فاصله هامو حتی اشک تو چشامون

دیگه فایده ای نداره نداره نداره

بی کسی هامو غربت توی صدامو

هیچ کسی باور نداره نداره نداره

تنهایی من دیگه پایانی نداره

ویرونه ی دل سرو سامونی نداره

باید بمونم تا همیشه تک و تنها

همیشه این دل می شه بازیچه ی غم ها

love

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 18:50 توسط سارا |


بنیامین گلم من هر چقدرم بگم تنها نیستم دروغ گفتم !!!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 10:52 توسط سارا |


alone heart

ای دل تنها چیه چشم انتظاری ؟

باز یه لحظه یه دم آروم نداری

مثل زمستون تو حسرت بهاری

باز عشقت خیمه زد رو خونه ام

باز یادت آتیش زد به آشیونه ام

باز بی تو باید تنها بمونم

بیا سکوت لبهات هنوز حرمت خونه س

پرنده دل من هنوز بی آشیو نه س

بیا پر از امیده هنوز این دل خسته

هنوز به پای چشمات به پای عشقت نشسته

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماس آسمون جایی نداره

واسه من تنهایی درده دردِ هیچ کس رو نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

دیگه باور کردم انگار که باید تنها بمونم

تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 10:30 توسط سارا |


دیشب خواب ديدم اونم چه خوابی... حالا گوش کن تا تعريف کنم

خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل!

غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم

یه دختره می ره از مربیه مهدکودکش می پرسه:
دختر توی سنه چهار سالگی بچه دار می شه
مربیش می گه نه
دختره می گه 14 سالگی چی
معلمش می گه نه دختره می گه 20 سالگی چی بچه دار می شه
مربیش می گه اره می شه
دختره می ره به bf می گه دیدی گفتم هیچ خطری مارو تهدید نمی کنه

به قزوینیه میگن آرزوت چیه؟
میگه بر گرد بهت میگم

دوست دختر ترکه واسش پی ام میذاره شب بیا خونمون خالیه ، ترکه خوشش میاد سند تو ال میکنه

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه

دیروز منتظرت بودم نبودی امروز منتظر تم تا بیای و اگر هم نیای منتظر ت میمونم چه سخت است یوبوست

تركه مسافر كشي ميكرد .
يه جا يه زنه بهش گفت :
آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد .
تركه گفت : اه ، خوب معلومه ،
اگه نميريد كه ميتركيد!

يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون پشت ان نوشته مش ترك گرامي

اگه کسي دستهات رو گرفت – قلبت لرزيد ‚ عجله نکن !!!............................... شايد بابا برقي باشه

به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده

تركه عاشق خدا ميشه يه مسجد ميكشه كه از توش يه تير رد شده

تركه رو با يه جنده بسيجي ها ميگرن بسيجيه به جنده ميگه خواهر سوار شو . تركه ميگه

خواهرته خاك تو سرت جندس.

غضنفر از دست شکمش شاکي مي شه و مي‌گه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردي. شکمش مي‌گه: اگه ناراحتي، من کار کنم و بدم تو بخوري!!

آخرين خبر : پسراي رشتيه تك پدر از سربازي معاف شدند !!

میدونی نبات کیلو چنده ؟ نمی دونی ؟ نقل چی ؟ اونم نمی دونی ؟
از قدیم گفتن خر چه داند قیمت نقل و نبات !

ترکه میره غواصی کوسه میبینتش میگه آقا شما ترکی ؟!
ترکه میگه : اره از کجا فهمیدی ؟ میگه : آخه پشتت کپسول اتش نشانیه !

تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!!!

ماه به خورشيد ميگه اين آدمها چه بي جنبه اند، خودشون هر شب مي افتند رو هم ماچيزي ،
نميگيم،ولي ما سالي يكبار كه رو هم مي افتيم همه با دوربين نگاهمون ميكنند.

زنه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه: الو ! کمک !یه مرده تو خونمون داره به من تجاوز میکنه. میشه برای دستگیریش .... آآآآ ّّّه ه ه ه ه ! اُ اُ اُ ه ه ه !جووووووووون ! فردا بیاین ......

5 به ترکه می گن: چرا می ری دستشویی در رو نمی بندی؟ می گه: نه بابا می خوای من درو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟

15 به ترکه می گن اسم یه امام بگو: می گه سوج می گن سوج چیه؟ امامی به نام سوج نداریم.ترکه می گه خودم دیدم پشت اتوبوسه نوشته بود: یا سوج

همشهری گرامی محتضرید که سرشماری عمومی هر ده سال یکبار در ایران برگزار می شود. وامسال هم سال برگزاری سرشماری است.پس خواهشمندیم یک عدد به عدد بالا اضافه کنید و آن را به نفر بعد بفرستید.


102563


.

.

.


يكي به عدد بالا اضافه كن واسه نفر بعد بفرست.( با تشکر:مركز آمار اسگل شدگان)

غضنفر ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بشين و حرفاي گنده بزن
اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل، دايناسور ،آسمانخراش، کاميون....

عزیزم چرا ناراحتی؟کسی تو رو تحویل نمی گیره؟وقتی جمله های پایین رو خوندی به ارزش خودت پی می بری
بی زشتی زیبایی معنی نداره
بی نفهمی فرزانگی معنی نداره
میبینی !!!؟
دنیا به تو احتیاج داره

غضنفر با صورت باند پيچيده مياد تو خيابون. رفيقش ميگه چرا اينقدر به صورتت باند پيچيدي.غضنفر ميگه داشتم اتو ميكردم تلفن زنگ زد بجاي گوشي تلفن اتو رو گذاشتم دم گوشم.رفيقش ميگه پس اونور صورتت چي شده.غضنفر ميگه تا اتو رو گذاشتم زمين تلفن دو باره زنگ زد.

12ن365سل@]#ن5فظهن235فیظ&%)*^#*^()ـء)\*_}),*&
مخت هنگ کرد نه.بی خودی زور نزن گوشیتو 90 درجه که هیچ اگه 20 هزار بار دور دنیا هم بچرخونی بازم نمی تونی بخونی.برو یه فکری به حال خودت کن منگل.
این کتیبه کورش که روش نوشته انرژی هسته ای حق مسلم ماست

آسمون هرچی که داره ماه و خورشید و ستاره اگه چشماتو ببینه پیش چشمات کم میاره

یک روز عشقت را دزدیدم و برای اینکه جای مطمئنی داشته باشد آن را در قلبم
پنهان کردم .غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن قلبم را خواهی شکست .

يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم

زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن ....پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.

به غضنفر میگن تو با چه ارزی از مملکت خارج میشی میگه با عرض معذرت

یه روز یه کشاورزی بود که خیلی فقیر بود زنش مریض بود بچه هاش گرسنه بودن.اونا فقط یه گاو داشتن و کشاورز 2 ساعت تموم منتظر بود تا گاوش بیاد تا با هم زمین رو شخم بزنن ولی گاوش نمیومد.چون داشت این اس ام اس رو می خوند.

موفقیت مثل توپ فوتبال برای آدمهاست . می دویم تا به آن برسیم و وقتی رسیدیم آن را شوت می کنیم

هرگزخودت رابنده ديگرمساز که خداتوراآزادآفريده است.؟؟

چقدر جالبه که: 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد................و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه

می دونی فرق تو با کفش چیه؟کفش لنگه داره ولی تو لنگه نداری.

وقتی اومدم چونان حالتو می گیرم که نفست بند بیاد از ترس پاهات بلرزه همچین ابروت رو می برم که سرتو بالا نگیری بچه سوسول من قبض موبایلتم

عشق صدای پیانو نیست عشق صدای گیتار هم نیست عشق صدای فنر تخت خواب است

به قزوینیه می گن:چه روزی رو از همه بیشتر دوست داری؟می گه:روزی که دنیا کون فیکون می شه

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:42 توسط سارا |


 جیگرتو بخورم خوشگل و.........

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:42 توسط سارا |


روتو کم کن بی حیا دیگه سراغ من نیا

انگشت نمای شهر شدی بی آبروی رو سیاه

تحملت سخته چقدر اصلا خود مصیبته

می خوام یه عمر نبینمت یه لحظه اش هم غنیمته

تازگی هام که را به راصله ی ناجور می زنی

زخم زبوناتو همه اش به نقطه کور می زنی

خبر می آد از چپ و راست سرت شلوغه را به رات

به لطف دور و بری هات وقت نداری برای ما

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:3 توسط سارا |


چشامو بستم و دارم تو رو بهتر مي بينم 
 اما چشم تو بازم من و نگا نمي كنه

عمريه دارم صدات مي كنم و جواب مي دي
عمريه چشات ولي من و صدا نمي كنه

مي دونم چرا من شدم به عشق تو اسير
چرا عشق من چشات رو مبتلا نمي كنه

دل و پيچيدم لاي يه برگ ناز گل سرخ
چشات اما به دلم هم اعتنا نمي كنه 

 جون من خيلي كمه اما فدات گرچه آدم
جونش و براي هر كسي فدا نمي كنه

غنچه ي آرزوهام مي شكفه با خنده ي تو
 حتي خوشبختي من اخمات رو وا نمي كنه

مي دونم نمي شه سرنوشت ما يكي باشه
تو مي گي آدم عاقل كه خطا نمي كنه 

 نه دلت تنگه واسم نه حرفي داري بزني
آخه سنگم با شيشه اينجوري تا نمي كنه

من مي گم عاشقتم فقط به قيمت يه جون
 تو قبول نمي كني دل اشتبا نمي كنه 

 من مي گم خدا كنه يه جوري مال من بشي
 نمي دونم چرا اين كار و خدا نمي كنه

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:0 توسط سارا |


دوباره پاییزه فصل تولد تو دوباره دل اثیره به یاد رفتن تو

می گیره دل بهونه ای داد از زمونه داد از زمونه

بگو بگو بگو آوازم کو پرپروازم کو

بگو بگو چرا فردامون رفت شبای مهتاب کو ؟

دل چرا رفتی و نموندی تا من آروم آروم سامون بگیرم ؟

آروم آروم با عشقت بتونم جون بگیرم

به انتظار امروز تو این خزون غمسوز

غرورمو می شکنم تا با تو باشم هنوز

روز تولد تو سکوتمو می شکنم می خوام صداتو بشنوم

دوباره روز میلاد تو دل من هنوز یاد تو

می دونم بینمون فاصله س رو لبام ولی فریاد تو

ولی دریغ و افسوس از این خیال واهی

یه روز بشه دوباره که باز منو بخواهی

نه از صدات می فهمم که سر و بی قراری

دیگه عشقی به من نداری

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 20:59 توسط سارا |


عزیزمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نظر یادت نره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 8:12 توسط سارا |


زمین گرمم کمته کمته آتیش خدا

روزای مرگو بچشی بندت بشه جدا جدا

زمین گرمم کمته تو که می گفتی من سرم

کی می شه اون گلوتو با دشنه نامردی بدرم ؟

تو که ندیدی خورشیدو پس چرا می خوای بتابی

مگه تو فردا نمی خوای تو یه وجب جا بخوابی

آخه چیکار کرده با من ریشه مو از جا می کنه

وقتی که نفرین می کنم برمی گرده خودمو می زنه

هر کاری می خوای می کنی زل می زنی می گی نباش

زخم زبونم که زدی حالا دیگه نمک نپاش

یه جوری حرفم می زنی که من ازت بدم بیاد

اگه یه ذره فکر کنی کی دیگه با لجات سر می آد ؟

حالا هر جا که هستی پای هرکی نشستی

بدون این رسم رفاقت چندین و چند ساله مون نبود

آخه نبودددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

آخه این قلب خسته پای یکی نشسته اما بدون

نمی دونست می خواد بشکنه خیلی زود

آخه این زخم کاری چرا آروم نداری ؟

چرا می سوزس و می سازی و می گی دردی نداری

بگووووووو آخههههههه بگووووووووووووووووووووووو

درد نفرین تو از درد این زخم کاری

حتی دردایی که تو تو زندگی خود داری بدتره ای دورو

گوشاتو وا کن می شنوی صدای خرده های من

صدای پررو که می گه دلت می خواد بازم بزن

یادته بردی با خودت این دلمو باز اسیری

خیالتو راحت کنم نمی میرم تا نمیری

تا که واسه مردم همه اش آسمون بی دریغی

باید بگم خدمتتون نارفیقی نارفیقی

یادم نمی ره حرفاتو یادمه حرفاتو هنوز

یادمه آتیشم زدی رفتی عقب گفتی بسوز

-----------------------------------------------------------------------

مهدی مقدم :

پیش تو باز کم آوردم خیلی بد شد

قسم دروغی خوردم خیلی بد شد

با غریبه منو دیدی خیلی بد شد

پشت من چیا شنیدی خیلی بد شد

به تو گفتم مث تو زیاده امااااااااااااااااا

واسه تو داشتم می مردم م م م م م م

تو رو با اون یکی دیدم کم آوردم

ولی من هرکاری کردم تورو از یاد نمی بردم

اگه اشتباهی کردم آخرش چوبشو خوردم

غیر تو هیچ کی ندیدم همه جا به تو رسیدم

از همه دنیا گذشتم تو رو با اون یکی دیدم

------------------------------------------------------------------------

بهنام علمشاهی

وقتی با منی حواستو جمع کن

وقتی پیشمی شیطونیتو کم کن

نه اینور نه اونور فقط خودمو نگاه کن

نه اینور نه اونور فقط خودمو نگاه کن

وقتی که منم نیستم و تنهایی

تو کوچه و خیابونو تو هرجایی

نه اینور نه اونور جلوی پاتو نگاه کن

چشمات واسه من نگات واسه من

تا حرف می زنی صدات واسه من

تا ناز می کنی ادات واسه من

حتی گل خنده هات واسه من

بگو چشماتو از غریبه می بندی

بگو هیچ جا بلند بلند نمی خندی

بذار تا به همه آدما ثابت شه

که تو به عشق من همیشه پایبندی

---------------------------------------------------------------------------------

حامد حاکان جونم :

خوب تو کله ات فرو کن که دیگه دوست ندارم

به تو یار ددری محل سگ نمی ذارم

کم آوردی آخرش توی رفاقت و مرام

هنوزم چتری بابا ام هنوزم بی مرام

من با تو بد شدم بدتر نمی شم

با حرفای قشنگ تو خر نمی شم

با هر ترانه ضایت می کنم همیشه

تو از حسودی می میری آخ که چی می شه

عرضم حضور نحستون این روزا بازم عاشقم

بترکه چشم حسود خوش به همه دقایقم

خزون آروزوم بودی بودم تو نقش برگ تو

برای مریم می خونم با آرزوی مرگ تو

هر کی با تو باشه روزش سیاهه

دست به دست کثیفت زدن گناهه

لولو برد اون مه مه رو بعد از اون انتظار

تو رو خدا ادای تنها رو در نیار ............

این پرنده دلم جای هوا تو اسیده

جواب نا مه ی عاشقانمو با یه سیلی می ده

من ساده رو بگو که دل به کی باخته بودم

روی دریا خونه ای مقوایی ساخته بودم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 18:40 توسط سارا |


 به جست و جوي تو

 

بر درگاه كوه مي گريم

 

در آستانه ي دريا و علف

 

به جست و جوي تو

 

                                  در معبر بادها مي گريم

 

در چهارراه فصول

 

در چارچوب شكسته ي پنجره اي

 

كه آسمان ابرآلوده را

 

                                 قابي كهنه مي گيرد

 

***

به انتظار تصوير تو

 

اين دفتر خالي

                  تا چند

                         تا چند

                                 ورق خواهد خورد ؟

 

جريان باد را پذيرفتن

 

و عشق را

 

كه خواهر مرگ است

 

و جاودانگي

            

                                    رازش را

                                    با تو در ميان نهاد

 

پس به هيئت گنجي در آمدي

 

بايسته و آز انگيز

 

                                    گنجي از آن دست

 

كه تملك خاك و دياران را

 

                                    از اين سان

   

                                    دلپذير كرده است

 

نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آسمان مي گذرد

 

متبرك باد نام تو

 

و ما همچنان

 

دوره مي كنيم

 

شب و روز را

 

هنوز را ...

 

اين شعر رو كه از احمد شاملو بود به دو دليل نوشتم

 

1- واسه فاطمه خانم ، گفتم حتما اين شعر رو خيلي دوست داره كه عنوان

وبلاگش رو از اون قرار داده .

 

2- شعر سنگين و جالبي بود گفتم شما هم بخونيدش

    

                              

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 13:51 توسط |


 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد          در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبار آلود و دور              يا خزاني خالي از فرياد و شور                         

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد          روزي از اين تلخ وشيرين روزها

روز پوچي همچو روزان دگر              سايه اي ز امروزها، ديروزها                         

ديدگانم همچو دالانهاي نور                 گونه هايم همچو مرمرهاي سرد

ناگهان خوابي مرا خواهد ربود             من تهي خواهم شد از فريادِ درد                        

مي خزند ارام روي دفترم                 دستهايم خالي از افسونِ شعر

ياد مي ارم كه در دستان من             روزگاري شعله ميزد خون شعر!                      

خاك مي خواند مرا هر دم به خويش      ميرسند از ره كه در خاكم نهند

اه شايد عاشقانم نيمه شب                  گل به روي قبر غمناكم نهند

بعد من ناگه به يك سو مي روند          پرده هايِ تيره دنيايِ من

چشمهاي نا شناسي مي خزند              روي كاغذها و دفترهايِ من

در اتاق كوچكم پا مي نهد                 بعد من با ياد من بيگانه اي

در بر آيينه مي ماند به جاي             تار مويي،نقش دستي،شانه اي!

مي رهم از خويش ومي مانم زخويش    هرچه برجا مانده ويران مي شود

روح من چون بادبان قايقي               در افقها دور وپنهان مي شود

مي شتابند از پي هم بي شكيب           روزها و هفته ها و ماه ها                       

چشم تو در انتظار نامه اي               خيره مي ماند به چشم راه ها

ليك ديگر پيكر سرد مرا                 مي فشاردخاكِ دامنگير خاك!

بي تو دور از ضربه ها قلب تو          قلب من مي پوسد آنجا زير خاك

بعدها نام مرا باران وباد نرم             مي شويند از رخسار سنگ

                          گور من گمنام مي ماند به راه          فارغ از افسانه هاي نام و ننگ

+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 14:29 توسط سارا |


  خجسته میلاد با سعادت حضرت علی (ع) به شما و خانواده محترمتان

                                                          هیچ ربطی نداره !!! ..................

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 15:2 توسط سارا |


+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 14:58 توسط سارا |


 

دوستان عزیزم 5 تا سوال براتون دارم که اگه به دوتاش جواب درست بدید بهتون

کارت اینترنت جایزه می دم.حالا با توجه به شعر جواب بدید:

اَمور میو پرمادا تومو تراس جوکوتا ریالاسولاااااااا و نا جانه او

اَمور میو پزمادا دونو تراس

1.                           شعر از کیه ؟

2.                           متن فارسیشو بگید

3.                           خواننده کیه ؟

4.                           توی چه فیلم ایرانی پخش شده ؟

5.                           متن فارسیش رو کی خونده ؟

مهلت تا آخر مرداد ماه

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 10:44 توسط سارا |


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 14:10 توسط سارا |


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 14:8 توسط سارا |


+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 14:2 توسط سارا |


   برای تو  ...............................

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 14:2 توسط سارا |


دوستان عزیز من به یه دلایلی مجبور شدم پسوورد رو عوض کنم !!! کسایی که با من همکار بودن ( احمد/ رضا و

امین ) اگه خصوصی کردن بهم خبر بدن تا بهشون پسوورد جدید بدم ..............................

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 13:39 توسط سارا |


دوستان عزیزم سلام .  خوبید ؟ دلم براتون تنگ شده بود   به خدا راست می گم !!! با وجود اینکه شماها خیلی بی معرفتید و نظر نمی دید  من بازم می آم واستون پست میذارم .

راستش من امروز حرف خاصی با شما ندارم ! چون اتفاق خاصی نیفتاده فقط یه پست دیگه  واسه ی

احمد آقای گل می ذارم و شما هم لطف کنید نخونیدش    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

...........................................................  ...............................................................

            تولد تولد تولدت مبارک ........................................................

سارینای عزیزم . دختر خوشگلم ( دختر خوشگل برادرم ) دهمین روزگرد تولدتو تبریک می گم  ...

امیدوارم وقتی بزرگ شدی و اومدی وبلاگ عمه جونتو ببینی به آرشیوم یه سری بزنی و این پست رو ببینی!!!

و بگی چه عمه خوبی داشتم .  حیف که بعضی ها قدرشو ندونستن !!!  البته اون موقع

دیگه من یا پیر شدم     یا مردم !!!   ...................................................( دور از جونم )

انگار زیاد حرف زدم  فعلا" بای ...    فداتون . ...

( مطلبی که واسه احمده تو بقیه درددل هاست)


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 13:33 توسط سارا |


زیبا !

    تابستان چشمهایت همیشگیست

                                پلک هایت را نبند

                                     سردم می شود ...

..................................................................................

تو به احساس زلال شیشه که حسادت کردی

                                               سنگ آن را بوسید ...

.................................................................................

شهر جای عمیقیست برای چیزهای کوچک

         خیابان ها عاشقند به اصطکاک کفش ها

   و دخترانی که آبستن می شوند به یک نگاه

                  باکره بودن راگناهی بزرگ می دانند

                      دخترانی که تشنه مردانگی اند !

             گیج می خورند

        جنسیت زن " نقطه ضعف " خود را به تهوع می گذارند

                                  وتمام می شوند !!!

                                         رنگ پریده از یرقان آزادی ...

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 11:1 توسط سارا |


+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 12:6 توسط سارا |


به دريا شكوه بردم از شب دشت،
وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت،
به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛
سري ميزد به سنگ و باز مي گشت

----------------------------- مرد شب-

 

خورشید است که از پس این ابرهای سیاه و سفید

 بیرون می آید پس هرگز فراموش مکن که دروغ مگویی

 و زندگیت را با صداقت پشت سر بگذاری.حقیقت طبیعت

 را در خورشید بنگر و حقیقت سخنان را در چشمان بنگر.

-------------------------------------مهسا----

 

سلام.....به مادرم گفتم دیگر تمام شد......همیشه

 پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد .........

باید برای روزنامه آگهی تسلیتی بفرستیم.........

------محسن فارسی -------------------

 

خواب رویای فراموشی هاست!
خواب را دریابم که درآن دولت خواموشی هاست.
باتودرخواب مرا
لذت ناب هماغوشی هاست.

-------------------------------- جواد

 

عشق ماه است و زندگی چون شب
شب که بی ماه خوب و زیبا نیست
هر کجا که نور عشق میتابد
سایه بی کسی در آنجا نیست

---- یاسر-----------------------------------

 

داغي است مرا که داغداران دانند

 دل سوختگان روزگاران دانند

 خاکستر من بر سر نيلوفر عشق

  سوزد چنان که بيقراران دانند

-----ترانه -----------------------------------

 

می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد
من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد
تا بوی خوش آمدن یار همه را با خیر کند
و به انتظار دیرینه من پایان دهد

----پسران بد ------------------------------

 

حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست.... لبخند شیرینت را ندارم ......
وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند
وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است
وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم
وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم
وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام
وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است
من می مانم و یاد تو و دلی پر درد .....
سفره ای از عشق و غزل.... و شمعی که به یاد چشمان
روشنت تا صبح می درخشد
در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...

------بهناز ----------------------------------

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 8:59 توسط سارا |


+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10:42 توسط سارا |


 

سهراب سپهري 1384 :هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟

 

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري* هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي* هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي* درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد* هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري* هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه* به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني* قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري* و کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشته

 

وقتي خدا بهت ميگه "باشه" چيزي رو که مي خواي بهت ميده..وقتي ميگه "صبر کن" يعني چيزه بهتري بهت ميده .. وقتي ميگه "نه ! " داره بهترينو برات آماده ميکنه

 

گاهي آرزو مي کنم... کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را بخورم!!! کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي ديدن يک لحظه فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد تا امروز چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک بريزند! کاش حرف هاي دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگويم " آخه او که ميدونست چقدر دوستش دارم!!!!" کاش حرف هاي دلت را بهم نگفته بودي تا که امروز با خود نگويم " من که مي دونم چقدر دوستش دارم

 

معلم همچون شمعي است که مي سوزد و هوا را آلوده مي کند بياييد معلم ها را گاز سوز کنيم

دل مااونقده پاره ست موندنش مرگ دوباره ست آسمون سينه ما خيلي وقت بي ستاره ست

 

ديوانه بمانيد اما مانند عاقلان رفتار كنيد.خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد كه بدون جلب توجه متفاوت باشيد

 

نباید متفاوت بود باید تفاوت را فهمید و یکی بود نباید دیوانه بود باید دانست و عاقل نشد نباید خوب بود باید بدی را فهمید و بد نبود

 

آنکه در تنها ترين تنهايي هام تنهايم گذاشت؛ کاش در تنها ترين تنهايي هايش? تنها کسِ تنهايي هايش تنهايش نگذارد

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10:35 توسط سارا |


دوستان عزیز سلام خوبید ؟

دلم خیلیییییییییییییی براتون تنگ شده بود ببخشید که این چند وقته

نتونستم آپ کنم راستش یه کاری برام پیش اومد که می گم جونم

براتون بگه من سه شنبه تو خونه نشسته بودیم که سامان( برادرم)

زنگ زد گفت پاشید بیاید خونه ماگفتیم چرا گفت سامره (زنش) رو

بردن بیمارستان فارغ شده ما هم سریع پا شدیم رفتیم وایییییییییییی

خداجونم یه بچه خوشگلی خدا بهشون داده بود که نگو ..............

دختر بود مث عمه جونش خوشگل بود!!! فقط یه ذره زیادی لاغر

بود که اونم کم کم درست می شه ولی در کل خیلی نازه ه ه ه ه ه ه

آهان داشتم می گفتم بعد از اینکه سامره رو از بیمارستان آوردن ما

آوردیمشون خونه خودمون( آخه سامان خلبان جنگده س خودشون به

همین خاطرم تو بوشهر زندگی می کنن اما می خواست شناسنامه ی

بچه شون مال تهران باشه ) تا دیروز اینجا بودن دیروز رفتن خونه

پدر سامره اما یه 3_4 روز دیگه دوباره می آن و تا ماه رمضون"

می مونن خونه ما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10:33 توسط سارا |


 

 

 

چند عکس جالب از گاف های سینمای به بقیه درد دلها کلیک کنید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 19:27 توسط |


do you like me
i built the home of flowers for you lovely ruins
i invite your to my nights party.
a beautiful ! come to my poetically party.
until my cottage take affections perfume.
 


ايا دوستم داري؟
از ويرانه هاي عشق بدايت گلخانه ساختم.
تو را به ضيافت شبانه ام دعوت مي كنم.
اي اهرو به محفل شاعرانه ام قدم بگذار
تا كلبه ام عطر محبت بگيرد

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:17 توسط سارا |


mantra


نخستین بار مردان به سبب اینکه نمی توانستند بگریند احساس نگرانی کردند. یکی از مردان درباره گرفتاریش از اشو پرسید و جوابی که دریافت کرد جالب است:
 
به مردان اینگونه اموزش داده شده که نباید گریه کنند و اشک بریزند. انها همچون سنگ شده اند و به یاد داشته باش اگر کسی نتواند به راحتی اشک بریزد نمی تواند بخندد. خدا هیچ فرقی میان زن و مرد نگذاشته همان غده های اشکی را به مرد هم داده است.
 


Image hosting by TinyPic
 


هرگز اشخاص را ابزار به حساب نیاور
انها به سهم خود مقصودهایی هستند
به انها بپیوند در عشق و با احترام
هرگز مالک انها نشو و برده انها هرگز
به ایشان وابسته نشو و مگذار افراد پیرامونت به تو وابسته شوند.

 


Image hosting by TinyPic


بگذار این اصل اساس زندگی تو باشد:رابطه تو با دیگران همان رابطه ای است که با خود داری.
اگر خودت را دوست بداری دیگران را نیز دوست خواهی داشت.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:14 توسط سارا |


نیمیش آتش و نیمی اشک

می زند زار

                زنی

                       بر گهواره ی خالی

                                     گلم وای

در اتاقی که

                مردی هرگز

  عریان نکرده حسرت جانش را

  بر پینه های کهنه نهالی

                                    گلم وای!

                                                گلم!

در قلعه ای نیمه ویران

به بیراهه ی ریگ

رقصان در هرم سراب

                            به بی خیالی .

                             گلم وای

                              گلم وای

                               گلم!

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 18:11 توسط |


                                 برای همه ی شما ...............

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 19:25 توسط سارا |


سلام به همه خواننده گان خوب بلاگ lonly girl  من خیلی خرسندم که به این جمع گرم

 

وصمیمی پیوستم وقراره با دوستان همکاری کنم برای شروع چند تا عکس جالب قرار دادم که

 

میتونید با کلیک به بقیه درد ودلها اون هارو ببینید امید وارم با نظرات خودتون مارو دلگرم کنید   یا حق  

 

  قربانتان : امین


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 17:21 توسط سارا |



خواب رویای فراموشی هاست!
خواب را دریابم که درآن دولت خواموشی هاست.
باتودرخواب مرا
لذت ناب هماغوشی هاست.

Javad

 

عشق ماه است و زندگی چون شب
شب که بی ماه خوب و زیبا نیست
هر کجا که نور عشق میتابد
سایه بی کسی در آنجا نیست

Yaser

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 11:19 توسط سارا |