تبليغاتX
دختر تنها

دختر تنها

و ما همچنان طی می کنیم شب را و روز را هنوز را ...

اي دل ز من بريده ز يادم نمي روي

وي پا ز من كشيده ز يادم نمي روي

اي رفته از برابر چشمم به كوي غير

اشكم نديده ديده ز يادم نمي روي

اي ساده دل كبوتر از باز بي خبر

وز دست من پريده ز يادم نمي روي

آن چشم را به روي چه كس باز مي كني؟

اي آهوي رميده ز يادم نمي روي

در سايهء كدام نهالي روم به خواب

اي نخل بر رسيده ز يادم نمي روي

دانم كه امشبم به سحر گه نمي رسد

اي جلوهء سپيده ز يادم نمي روي

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 18:33 توسط |


یه شعر باحال و ناز .....................................

عشق من من توی هر کوچه به یاد تو خوندم مگه می شه بی تو باشم نمی تونم

ساکت نباشم اگه ترکم کنی من نتهام عشق من من بی بهونه باز عاشقونه خوندم

می دونم من بی تو تلخ روزگارم دارو ندارم اگه ترکم کنی من بی تو تنهام

نگو یه روز می ری و پیشم نمی آی دیگه اگه اگه مثل قدیما منو نخوای دیگه

اما باز به یادتوگریونه دلم دیگه دیگه بعد تو عاشق نمی شم

مث شمع مث کوه سوختم ریختم رفتی از پیشم و به در چشم دوختم

مث داد باتو من هرشب خوندم تو نبودی و رفتی و جا موندم

مث سرعت باد سست شد جسمم مث خاطره فراموش شد اسمم

مث آینه سایه تو رو می دیدم غم عشقتو به جون می خریدم

مث باد شدی رد شدی هم نفسم مث بارون ریختی رو قفسم

بار سنگین زندگی ای عشق من می پرستم تو رو با جون و دلم

شدم گلبرگ ریختم اشک دمم آره دست کمم اون ساده منم خم شد کمرم

چرا بی خبرم از دور و برم چی اومد به سرم ؟

------------------------------------------------------------------------------

سعید و امین چرا پست نمی ذارید ؟

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 12:50 توسط سارا |