تبليغاتX
دختر تنها

دختر تنها

و ما همچنان طی می کنیم شب را و روز را هنوز را ...


حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه اي كه خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حيف اون روزا كه كلي ناز چشماتو كشيدم
حيف شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيف رويام كه واسه تو از قشگياش گذشتم
حيف شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو، توي خواب

حيف فرصتهاي نقرم، حيف عمرم و دقيقم
حيف هر چي به تو گفتم، راس راسي حيف سليقم
حيف اشكايي كه ريختم واسه تو دم سپيده
حيف احساس طلاييم، حيف اين عشق و عقيده
حيف شاديم توي روزي كه مي گن تولدت بود
حيف عاشقيم كه گفتي اولش كار خودت بود
حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا
حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا
حيف چيزي كه ندارم، حيف ذوقي كه نكردي
حيف گرماي دستم، كه سپردمش به سردي
حيف قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز، حيف واژه خيانت
حيف چشمايي كه گفتم، به تو با لباي خندون
حيف آرزوي ديدار، با تو بودن زير بارون

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 12:10 توسط |


من می خواستم که باتو بمونم تا همیشه

 اما تو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی می شه

حالا چرا باز برگشتی می گی بی تو نمی شه

نمی خوامت دیگه برو گم شو از جلو چشام واسه همیشه

روزی اولی که دیدمت تو نگاه فهمیدم که رسیدم بهت

اومدی جلو دادی به من دوتا دستت

خندیدی گفتی تنهایی شده بست

بگو چرا یهو عاشقت شدم چرا برای تو زنده می شدم ؟

چون تو دست گرمت عشقو دیدم من اونی ام که بهش می خندیدم

تو می گفتی عاشق شدی مث من نترس بیا جلو قلبتو بدش به من

حالا بیا بشین پیش من عشق من واسه بوسه از اون لبات تشنه ام

یهو دلمو گرفتی به بازی چون گفتی اگه دوسم داری بهم ثابت کن

همه چیو بهت ثابت کردم اما تو ...........................

ازم خواستی زخم شبو تب منو بیا ببین گفتم نرو

حالا بیا جلوم بشین چشمتو ببند بریم  به خاطر تلخ سرت

تو حادثه بغض شبت تو حاضری باگوش باز نیاز پیدا کنه فاش شه این راز ؟

تو ماهری بری بایدم بری به یه خواب دراز

دیدن تو واسم قدغنه گفتی برو از پیشم کم شه شرت گفتم می رم

و یه روز می آی که خیلی رو سیای گفتم بازیچه نیستم

که فردا منو بخوای !!! تو خیلی خوشگلی نازی منم خوب دادی بازی

رازی به مرگمم باشی آخرشم تو می بازی

منو دادی عذاب کردی خراب دادی به باد !

بعدش زدی فریاد خوردی شراب خندیدی شاد

حالا ناراحتم بی طاقتم فاصله کم شده بینمون بیا پیشم

بگو دیوونتم بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

برو که دیگه بی خیالتم فکر نکن نگران حالتم !!!

بگو چرا اومدی پیشم چی می خوای بودنم شده برات آرزوی محال

یادته زدی دلمو شکستی حالا اومدی می گی بودی تو مستی

پشیمونی ولی بدون خودت خواستی

گم شو برو خیلی پستیییییییییییییییییییی

اشتباه کردم بهت فرصت دادم هنوزم میفته از اون صحبت یادم

بهم گفتی دوست دارم همیشه یادتم

فکر کردی این سری دل من خر می شه بی صفت ؟

می خندی به ریش من عروسکم بودی ولی برو از پیش من

 

 

سلام سارا جان منم سعید (فراموشم که نکردی!)

 

امیدوارم از تغییراتی که وبلاگت دادم خوشت بیاد

 

منم هر وقت بتونم آپ می کنم!!! 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:8 توسط سارا |