گاهی وقتا ما آدما وقتی یه چیزی رو از دست میدیم یا ازش دور میشیم تازه میفهمیم چقدر دوسش داشتیم یا بهش احتیاج داریم ! من این حقیقت تلخو تو این روزای اخیر بوضوح تجربه کردم . من یه داییییییییییییی توحید داشتم و دارم که واقعا عاشقشم قبلا هم بودم اما از وقتی که قرار شده ازش دور بشم میفهمم چقدر نبودش برام سخته و بدون اون نمیتونم آخه خیلی وهربون و دوست داشتنیه منم خیلی دوست داره اما چیکار کنم که به دلایلی نمیتونم فعلا پیشش باشم ! دایییییییی جونم اگه این متنو میخونی بدون که خیلییییییییی عاشقتم و حتی یه لحظه هم نمیتونم بهت فکر نکنم اما حیف که خدا اونجوری که من و تو میخوایم نمیخواد یعنی فعلا نمیخواد امیدوارم یه روز همون اتفاقی بیفته که من آرزوشو دارم آخه خیلی دلم برات تنگ میشه میدونم واسه توام سخته اما این دوری به نفع هردوی ماست خودت که میدونی .
داییییییییی عاشقتتتتمممم خودت گفته بودی اینجوری نگم اما نمیشه چون واقعا برات میمیرمممممم بدون توام میمیرم دوست دارم از ته ته ته ته ته ته ته ته ته ته قلبم بوووووسسسسسسسسسس
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:46 توسط سارا |